|

در آغاز مختصري از خودتان بگوييد.
در تهران به دنيا آمدم. ابتدا سازهاي
ايراني را فراگرفتم (تار و سنتور) پس از آن به فراگيري پيانو
پرداختم و سرانجام گيتار را به عنوان ساز اصلي انتخاب كردم.
گيتار را نزد برادران مؤذن (كاظم و صادق) فراگرفتم و پس از سفر
به آلمان مدت يك سال نزد «فردريش پوتز» گيتار نواختم، سپس نزد
استاداني چون «هلگر ويمن»، «ينز كين
بام» و «توماس مولر» آموخته هايم را تكميل كردم و همچنين در
كنسرواتوار شهر دويسبورگ نزد پرفسور «لئونارد
بك» به تحصيل گيتار كلاسيك پرداختم.
همزمان در اين سالها آهنگسازي را نزد استاد «فوريتيچ» فراگرفتم
و سه سال در اين رشته تحصيل كردم. در سال۱۹۹۶ موفق به تشكيل
گروه موسيقي به نام «آوا» شدم. موسيقي اين گروه كه در حال حاضر
اعضاي آن ۸نفر است آميزه اي از قطعات شرقي و غربي است.
اين گروه در اروپا كنسرتهاي متعددي
برگزار كرده و همچنين در چندين فستيوال نيز شركت كرده است. در
حال حاضر من مشغول تدريس در مدارس مختلف موسيقي در آلمان هستم
و تاكنون در ۵ سي دي با اركسترهاي
مختلف گيتار نواخته ام.
- چرا با اين موقعيت كه در
آلمان داريد، تصميم گرفتيد به ايران بياييد و اينجا فعاليت
هنري داشته باشيد؟
* نزديك به ۱۷سال در آلمان بودم و از سال۱۹۹۶ گروهي تشكيل
داديم كه تركيب نوازندگان ايراني و آلماني بود و قطعاني از
ساخته هاي خودم و يا آثار كلاسيك آهنگسازان بزرگ را اجرا
مي كرديم و اما دليل حضور من در ايران فقط كنسرتي كه در
آينده اي نزديك خواهيم داشت، نبود، بلكه من نياز به برقراري
ارتباط با تماشاگر و شنونده ايراني دارم، بهتر ديدم كه اين
شروع از داخل كشور باشد، البته قطعاتي كه براي كنسرت آماده
كرديم را در سال۲۰۰۰ در برنامه اي اجرا كرديم، البته بخشي از
آن را، بعد آن را براي سازهاي مختلف تنظيم و ضبط كردم.
- چقدر طول كشيد تا اين كار آماده شد؟
* انديشه اصلي سوئيت ترديد، شعر ترديد احمد شاملو بود كه سالها
ذهن من را به خودش مشغول كرده بود. در ابتدا براي گيتار سلو
نوشته بودم، بعد آن را بسط و گسترش دادم و سازهاي فلوت و ويلن
و ويلنسل و تنبك و دف و تبلا را به آن اضافه كردم. در سال۱۹۹۹
شروع به نوشتن كردم و در سال۲۰۰۰ بخشي از آن را در شهر «سنت
آگوستين»، نزديك «بن» اجرا كردم و مورد استقبال آلمانيها قرار
گرفت و اين تشويقها و استقبالها باعث شد سوئيت را تكميل كنم و
حدود ۴سال طول كشيد تا بدين صورت درآمد.
- قطعه ترديد داراي چه ويژگي هايي است كه آن را براي اولين
كنسرتت در ايران انتخاب كردي آيا قطعات ديگر تو اين ويژگي خاص
را نداشتند؟
* سالهاست كه شعرهاي مرحوم شاملو را مي خوانم و احساس نزديكي
عجيبي با شعرهايش دارم و قطعه ترديد به نوعي تأثيري است كه از
اشعار شاملو گرفته ام، بعد از اينكه قطعه ترديد به صورت كلي
نوشته شد حس كردم ديني را كه بايد به اين شعر ادا بكنم (ترديد)
به خوبي صورت نگرفته است.و براي همين يكي ديگراز شعرهاي او را
به نام «من و تو و درخت بارون» از مجموعه «آيدا در آينه» را
انتخاب كردم و به سوئيت ترديد اضافه كردم و در واقع اين سوئيت
به خاطر اينكه حالتي شرقي و غربي دارد در اولويت قرار داشت.
- موسيقي ترديد آيا نزديكي خاصي با
موسيقي دوره باروك يا قرون وسطي دارد يا تماماً در قالب
دستگاههاي ايراني نوشته شده است؟
* براي اين قطعه نمي شود سبكي خاص از تاريخ موسيقي را قائل شد.
مثلاً در قسمت طلوع آرام آرام ملوديهاي شرقي را مي شنويد در
حالي كه شايد كار تأثيرات فراواني از آثار كلاسيك اروپا دارد.
سازبندي حالتي دارد كه شما رگه هايي از موسيقي ايراني را
مي شنويد، مخصوصاً در كرشندوها و نقاط اوج، مثلاً در قسمت
خورشيد شرق با ورود ني و تنبك فضا كاملاً ايراني مي شود .
نمي توانم بگويم چه نوع موسيقي است ،فقط مي توانم بگويم كه
موسيقي تلفيقي است.
- چقدر با موسيقي ايراني آشنا بوديد؟
* موسيقي ايراني را زياد شنيدم و در واقع به واسطه خواهرم كه
در مركز موسيقي چاووش نزد استاد ناصح پور درس مي گرفتند اين
آشنايي كاملتر شد و شروع به نواختن سنتور كردم و بعد نزد آقاي
طلوعي تار را آموختم و موفق به اتمام تمام دستگاههاي موسيقي
نشدم اما شنونده خوب موسيقي ايراني بودم و در اين ميان دستگاه
ماهور را بسيار دوست داشتم و دارم.

- مي توان گفت بيشتر سوئيت ترديد در ماهور نوشته شده است.
* قطعه اي دارم كه قبل از سوئيت ترديد نوشتم و در همايون و
شوشتري صدا مي دهد و البته در كار ترديد بيشتر حال و هواي
ماهور مرا مجذوب خودش كرده بود مخصوصاً در بخش خورشيد شرق يا
بخش باران شما به خوبي فضاي ماهور را حس مي كنيد.
- اين سوئيت آيا داراي گام محوري است و اگر مدولاسيوني داشتيد
به چه صورت بوده؟
* گام محوري در دوماژور است و گاهي در لامينور مي رويم و
برمي گرديم. فقط در قطعه ابرها در لامينور شروع و پايان
مي يابد و در باران در دوماژور شروع و در لامينور فرود
مي آييم. فقط در اين قطعه تن مشخصي وجود ندارد، البته موسيقي
آتونال نيست ولي گام مشخصي نيز حس نمي شود در حالي كه اينطور
نيست و وقتي موسيقي فرود مي آيد متوجه تغييرات و تن آن
مي شويم.
- در آلمان چطور وارد كنسرواتوار دويسبورگ شديد؟
* در سال۱۹۹۲ بعد از گذراندن يك دوره تمرينات، مثل شركت در
مدرسه راين در كلن، نزد «فريدر يش پوتز» و دادن امتحان ورودي
كه شامل تئوري و سلفژ و ساز فرعي كه پيانو بود و امتحان ساز
اصلي كه بايد از سه دوره مختلف موسيقي حدود ۴۵دقيقه اجرا
مي كردم و من قطعات پرلود باخ از پرلود ، فوگ و الگرو ـ سونات
اپوس ۱۵ در دوماژور از گيتاريست ايتاليايي «مائو ر جولياني» ـ
قطعه اي از «تورينا» و شش قطعه براي گيتار كه مدرن بود
که البته من دوقطعه آن به نامهاي «درتون می» و «دي ملودي» را
انتخاب كردم .پس از اين امتحانها وارد مدرسه موسيقي عالي شهر
دويسبورگ شدم. در آنجا درسهاي مختلفي مثل تاريخ موسيقي،
آهنگسازي، تئوري موسيقي و آناليز، مثل آناليز كردن يك كوارتت
از بتهوون در طول ۲ترم و تجزيه و تحليل يك ساز و پس از همه
اينها بايد در سال دوم تحصيلي امتحان مي داديم و سه قطعه كوتاه
مي نواختيم.
در سال چهارم نيز بايد امتحان نوازندگي مي داديم و بعد در يك
روز بايد امتحانهايي نظير: تدريس خصوصي و گروهي مي داديم تا
بتوانيم توانايي هايمان را در تدريس اثبات
كنيم.
بعد از آن بايد كنفرانسي حدود ۲۰دقيقه برگزار مي كرديم كه من
در مورد «تاب لاتورهاي» گيتار در دوران قبل از نت نويسي در
كشورهاي آلمان و ايتاليا، صحبت كردم و بعد بايد به سؤالهايي
درباره سير تاريخي تحولات ساز گيتار و نوازندگان مختلف آن و
سبكهاي متفاوت آن جواب مي داديم و بعد از همه اينها تز خودمان
را ارائه مي دهيم كه به ما ليسانس يا فوق ليسانس مي دهند.
- در اين سالها كه در آلمان بوديد، چه كنسرتهايي برگزار
كرديد؟
* اولين كنسرتمان را در جشنواره اي در يكي از شهرهاي اسپانيا
برگزار كرديم. در آلمان در دوفستيوال شركت كرديم كه در محله اي
در وسط شهر برگزار مي شود. در شهرهاي مختلفي مثل برلين و
بروكسل و آمستردام و كلن، سنت آگوستين و برمن كنسرت داديم كه
البته جداي از فستيوالهايي است كه در اين شهرها برگزار مي شود.
منبع:روزنامه ايران
|